عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
37
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
به ديار روم روانه كرده بود و گويند به طرف يمن ، و ايشان از آن تقاعد و تكاهل ميكردند . رسول به كرّات و مَرّات ميگفت : نَفِّذُوا جَيْشَ أُسامَة ، نَفِّذوا جيشَ أُسامَةَ ، يعني : روانه كنيد لشكر اسامة را و هيچ صحابهاي از وي قبول نميكرد « إلّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » ( ص : 83 ) و هر يكي اقامه عذري ميكرد . رسول صلى الله عليه و آله از سر ضجارت و ملالت و عتب ميگفت : لعنَ اللّهُ مَن تَخَلَّفَ جَيْشَ اسامَةِ ، يعني : لعنت كناد خدا بر آن كس كه از لشكر اسامه باز پس ايستد . [ السقيفة و فدك ، جوهرى ، 77 ] و نيز كه در ايّام احضار عثمان في ايّام الدّار جمله مهاجر و انصار جمع شدند به قتل او يا خاموش شدند يا رضا دادند . مقصود كه نه چندان مسابّه و مشاتمه برفت ميان ايشان كه آن در كتابت آيد ، يعني يكديگر را دشنام ميدادند ؛ و نيز كه معاويه ملعون به حضور مهاجر و انصار تبرّا ميكرد از خاندان رسول و ايشان را لعنت ميكرد و خلايق را بدين ميفرمود ، و وي به نزديك خصم از جمله صحابه است و خال مؤمنان است . اگر اين حديث [ حديث لا تسبوا أصحابى ] صدق بودي ، وي استماع كرده بودي و مهاجر و انصار نيز استماع كرده بودندي يا جمله شنيده بودند ، به خلاف منهي عنه ارتكاب كردند ، و حقّ و صواب اين است . لكن اين باب قدح است در ايشان ، زيرا كه حقّ تعالي در حقّ ايشان گفت : كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنكَر [ آل عمران : 118 ] . مفهوم اين آيه آن است كه شما بهترين امّتيد كه امر به معروف كنيد و نهي از منكر . چون ايشان بدين منكر درساختند و رضا دادند ، دليل است كه آن لفظ « خير أمّة » مخصوص بود به جمعي خاصّ ، چون بنو هاشم و اتباع ايشان ؛ و نيز باري تعالي لعنت بعضي از صحابه كرد به چند آيات ، كما قال : فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللهُ أرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا [ نساء : 88 ] . ونيز به اتّفاق ، بعضي صحابه بودند كه ايشان به مناهي و مناكر مشغول شدند . تبرّا از ايشان و لعنت ايشان به سبب ارتكاب آن زلّات توان كردن .